|
بدون توقف می روم به سرزمینی که دنیای کوچک من در ان جای دارد . بدون فکر بدون پشیمانی می روم . در این سرزمین دیگر جای من نیست من دنیای کوچکم را نیز با خود می برم . می گذارم روی شانه ام و مسیر زندگی را طی می کنم . پس تو نیز با من بیا من مدت هاست دوستی در دنیای تنهایی هایم می خواهم ... [ ۱۳۸٧/٧/٢٦ ] [ ٧:٥٩ ب.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
دوباره کنار جاده منتظرت هستم . دوباره با تمام مشکلاتم لبخند می زنم دستم را می برم بالا و خیره می شوم به ماشین هایی که رد می شوند و من خسته نمی شوم ومن باز به بالا و پایین می پرم . همچنان لبخندم باقی است . دستم را می برم بالا وبطری را در هوا تکان می دهم . من کمی بنزین محبت نیاز دارم . پس بایست بطری ام را با اخم و تخم پر کن و برو . ولی بدان من صبح کنار همین جاده با بطری ای خالی منتظرت هستم ... [ ۱۳۸٧/٧/٢۱ ] [ ٧:٥۸ ب.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
میزارم اهنگ منو ببره به موقعهایی که وجودش تو زندگیم ممکن نیست ... فقط واسه یه ارزو ...میزارم اهنگ منو ببره ... بدون اینکه سوالی بپرسم بدون اینکه فکر کنم بدون اینکه نظرم عوض بشه ... میزارم اهنگ منو ببره ... به موقعهایی که خودم سرنوشتم و طعم خوبی و بدی هامو خواهم چشید ... پس دستامو از دور گردن زندگی بر می دارم من می دونم در سرنوشت کجاست کافیه که اهنگ رو دنبال کنم ... [ ۱۳۸٧/٧/۱۳ ] [ ٧:٥٧ ب.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
دیگه منو نمیشناسی ... بابا منم همون هم بازیه بچه گی هات ... !؟ همون هم بازی های که تا کسی مارو می دید بمون حسودی می کرد ... راست میگی من عوض شدم ولی بذار همین جوری بمونم من مریمه جدیدو دوست دارم ... می بینی همه مریمه جدیدو دوست دارن همه ازش تعریف می کنن ... پس چرا تو اونو دوست نداری ... وقتی تنها دلیل عوض شدنش تو بودی ...؟! [ ۱۳۸٧/٧/٧ ] [ ٧:٥٦ ب.ظ ] [ مریم ]
[ نظرات () ]
|